January 21, 2009

Entry for 4:17 PM, October 29, 2008


دارم فکر می کنم که انگار زیاد لوس شده ام که تا تقّی به توقّی
می خورد... حالا حالم از هرچیزی خراب باشد، چه دچار ِ آن یآس ِ فصلی ِ مزخرفم شده باشم، چه تو دوباره تداوم ِ فصل ها را یادم انداخته
...باشی... چه دلم هوای شب های سرد ِ بارانی تهران را کرده باشد
هرچه که باشد می آیم و فرو می روم در این کاناپه ی تک نفره... کاناپه
نیست شاید اصلا...دسته هایش هم به اندازه کافی تپل نیستند. ولی هرچه
.که هست خوب دوستش دارم
و آدم هایی که همچنان مشغول اند. مشغول ِ چه ...نمی دانم...ولی سخت
مشغول اند... کسی مرا نمی بیند یا نمی خواهد ببیند یا نمی تواند یا انقدر
.نتوانسته که یادش رفته می خواسته یا نمی خواسته
کِرم ِ سفید ِ روی شکلات داغ را دوست دارم. مزه ی کودکی های شیرین
.و قایم باشک بازی می دهد. ولی پسر ِ وایت ِ رو به رویم را نه
.بیخود کیک شکلاتی خریده ام. می دانم که مزه اش را دوست ندارم
اولین روز دانشگاه مثل امروز دایره های شکلاتی ِ رویش وسوسه ام
...کرد. می دانم که مزه اش را دوست ندارم ولی می خرم باز
.می خورم باز...فقط به خاطر ِ وسوسه ی دایره های تلخ ِ شکلاتی
...دایره های تلخ ِ شکلاتی مزه ی پاییز می دهند...پاییزهای سرد
...پاییزهای نمناک
دلم می خواهد اسم بازی کنم با کسی...اسم ِ هرکدام از این وایت های
مشغول را حدس بزنیم و با سرخوشی ِ توام با کول* بازی های
.فرزانگانی مان برویم و اسمش را بپرسیم
البته بیشتر که فکر می کنم بازی اسم ها اینجا خیلی هم نمی چسبد. ازهمین
اولیش پیداست. دارد تند تند چیزی می نویسد. گاهی خودکارش می ایستد
و باز دوباره شروع می کند...فکر می کنم...مثل ِ من!...بعد فکر
می کنم....نه... وقتی از چپ به راست می نویسی نمی توانی قر بزنی... برای قر زدن باید از راست شروع کنی... حالا مهم نیست که چه روزی از ماه است و ستاره ات کجاست...فقط از راست باید قر
بزنی...از راست
..............
cool*

1 comment:

  1. بعضی تلخی ها شيرينند. اونقدر شيرين که دوست داری هی تلخيش رو تجربه کنی!

    ReplyDelete