January 9, 2009

...بودم و گفتم نیستم


کسی از من تشکر نکرد که در همه ی این سال ها تمام سعی ام را کردم که آدم بَده ی قصه ها باشم تا جا برای شما باشد تا راحت و بی دغدغه آدم
.خوبه باشید
.کسی از من تشکر نکرد که چیزهایی را گفتم که شما فقط فکر می کردید
کسی از من تشکر نکرد که فکر کردم چیزهایی را که شما تند تند
.می گفتید
کسی از من تشکر نکرد که گریستم و گریاندم... خندیدم و خنداندم... درحالی که می ترسیدید کسی اشک هایتان را ببیند... کسی ببیند که بی
.غم می خندید
.کسی از من تشکر نکرد که سراغ کسی نرفتم
.خلوت کسی را بهم نزدم
.کسی از من تشکر نکرد که همیشه یک قدم عقب تر ایستادم
کسی از من تشکر نکرد که دیدم و گفتم نه! که شنیدم و گفتم نه! که می
.دانستم و گفتم نمی دانم
کسی از من تشکر نکرد که پایم را به زور به پای کسی گره نزدم... سرنوشتم را نیز
،کسی از من تشکر نکرد که پنجره را بستم
.وقتی خیالتان خیال ِ پرواز داشت
پرده ها را کشیدم
.وقتی ماه عاشقتان می کرد
.کسی از من تشکر نکرد که به روی خودم نیاوردم
کسی از من تشکر نکرد که نپرسیدم
.وقتی مجبور بودید دروغ بگوئید
نبودم
.وقتی بودنم احساس عجیبی داشت
نگفتم
.وقتی حرف هایم دست پاچه تان می کرد
نیامدم
.وقتی دلتان صدایم می کرد
نگاه نکردم
.وقتی دلتان بیخودی می لرزید
ایستادم
.وقتی دنبال مقصر می گشتید
رفتم
...وقتی مطمئن نبودید
کسی از من تشکر نکرد که همیشه نه تنها به سهمم قانع بودم، بلکه مدام گفتم میل ندارم... سیرم ... که شما با آن اشتهای سیری ناپذیرتان مجبور
.نباشید با هم بجنگید
کسی از من تشکر نکرد که بودم و گفتم نیستم...چه گرسنه، چه تشنه، چه عاشق

1 comment:

  1. Super Internal and besides high potential to making involved! OH! It might be better I text it in Farsi!

    Yours

    ReplyDelete