August 25, 2012

When shit got real...

قدر ِ خواب رو وقتی میدونی که شب با حس بدبختی بری تو تختخواب و فرداش که پاشدی چشماتو بمالونی و فکر کنی... هنوزم میشه توی این دنیا زندگی کرد... سخت ئه ولی میشه

August 17, 2012

ابرهای روزمرگی

می دانی ری را؟
...آدمی به امید زنده ست
هرچقدر دور
...هر چقدر دیر
من ایمان دارم
!به معجزه ی چشم هایت
گاه اما
به فاصله پلک برهم زدنی شاید
.دلواپس می شوم
دلواپس 
که ماه
.برود پشت ابر و دیگر سر برنیارد
دلواپسی های من ری را
....از جنس فردا نیست
از جنس دیروزهایی ست که نه خاطره اش که زخم هایش مانده
آسمان چشمانت که ابری می شود
...دردهایم عود می کنند

August 9, 2012

همين زخمهايی كه نشمرده ايم

قوی باش ری را
سنگریزه های راه را به یاد نخواهی آورد آن زمان که عاشقانه به سوی آن نقطه ی نورانی میدوی

August 5, 2012

دل که به جاده می سپرد

حالا دیگه
تو غربتش ستاره سر نمی زنه
تو لحظه های بی کسی ش پرنده پر نمیزنه