می دانی ری را؟
...آدمی به امید زنده ست
هرچقدر دور
...هر چقدر دیر
من ایمان دارم
!به معجزه ی چشم هایت
گاه اما
به فاصله پلک برهم زدنی شاید
.دلواپس می شوم
دلواپس
که ماه
.برود پشت ابر و دیگر سر برنیارد
دلواپسی های من ری را
....از جنس فردا نیست
از جنس دیروزهایی ست که نه خاطره اش که زخم هایش مانده
آسمان چشمانت که ابری می شود
...دردهایم عود می کنند
No comments:
Post a Comment