January 19, 2009

...بوی خاک خیس همیشه عاشقش می کرد


.در تمام زندگی ام بیزار بودم از تکرار ِکسی بودن
ولی حالا
بعد از تولدم
بلوغم
نوشته هایم
شعرهایم
رویاهایم
عشقم
...حالا
مرگم نیز
.تکرار ِاوست
.
.
.
،پس از من دختری متولد می شوداز نور
.با گیسوانی مشکی که همیشه بوی خاک می دهند
.او تکرار ِمن نیست

.ادامه ی رسالت ِ نانوشته ی ناکامی ست

No comments:

Post a Comment