February 16, 2009

...مثل ِ تو کی دیگه؟


گفت آنچه یافت می نشود

...آنم آرزوست


:پ.ن

!گفتم هنوز هم آخرین و دورترین منظور رو برداشت می کنی
.گفتی خوب خوبه! دورترین از دیرترین خیلی بهتره
...گفتم انتظار ِ خبری نیست مرا
.گفتی قاصدک خوب بلده کی باید کجا بره
.گفتم خدا عادت رو خوب جایی گذاشته
!گفتی آدما به دردهاشون، غم هاشون عادت نمی کنن
...گفتم فراموش که نکنی عادت می کنی
گفتی تو انتقام ِ چی رو از کی می گیری؟
!گفتم کسی که مثل ِ هیچ کس نیست به این زودی ها جایی نمی ره
گفتی زمان که نسبی ئه...پس یعنی یه روزی می ره؟
...گفتم کاش به جای این همه یکی به دو با من می گفتیش...فقط یه بار
گفتی وقتی دستات محکم رو گوشاته..."دستت رو بردار" رو هم
!نمی شنوی حتی
گفتم تو که می دونی من اون چیزی که باید بگم رو هیچ وقت
نمی گم...پس منتظر چی ای؟
گفتی آدم منتظر ِ هیچ وقت باشه معقول تره یا هیچ کس؟
...خندیدم
گفتی مواظب مگنتت* هستی؟
.گفتم من مواظب بودن رو هیچ وفت یاد نمی گیرم
!گفتی خوبه!...خیلی خوبه
...خندیدم


.....................
Magnet*

No comments:

Post a Comment