April 28, 2012

چشم در برابر چشم

پاییز 82 یه باری که داشتم می گفتم من تصمیم گرفتم زن یه آدم نابینا بشم، بهداد بهم گفته بود تو دسته بندی ِ آدما (که چهار دسته بودن) من تو دسته ی قهرمان ام. اون موقع و تا شاید همین روزها فکر می کردم این خوب نیست. اینکه تو دسته قهرمان باشی. 

امشب ولی وقتی داشتم براش می گفتم که تو بالکن های بالا چند نفر نشستن یا رو سن چه خبره... امشب درست اون موقع که ارکست داشت آهنگ "سیاه" رو میزد، فکر کردم نه... اصلا بد نیست. این حسی رو که الان دارم به خیلی حس های زندگی م ترجیح میدم. دلم خواست تا همیشه تو همون دسته بمونم

!خدایا دستت دُرُست که لایق دونستی

No comments:

Post a Comment