January 23, 2011

کجای قصه خوابیدی...که من تو گریه بیدارم

درد ِ بی دردی گرفته ام
درمانش آتش نیست
درمانش تو ئی
!حالا هی نباش
...من باشم و همه شب های بیداری

...آی...دل...دل





No comments:

Post a Comment