January 9, 2011

نفرین بزرگ آفرینش

از بودنی که دست و پا زدن بخواهد بیزارم. اگر قرار باشد برای بدست آوردن چیزی یا نگه داشتنش یا هر کوفت دیگری دست و پا بزنم، نمی خواهم که داشته باشمش صد سال
حالم
از این زندگی ِ تکراری
از خودم
از غم ها
از شادی ها
بهم می خورد
لعنت به تو
که دفن کردی مرا در آن سال ها...در آن لحظه ها که "با تمام وجودم" بودم...مهم نیست که برای تو، برای خودم یا برای هرچیزی
...تو "بودن" مرا له کردی

No comments:

Post a Comment