
نگاه كن كه در اینجا زمان چه وزنی دارد
و ماهیان چگونه گوشتهای مرا می جوند
چرا مرا همیشه در ته دریا نگاه میداری؟
من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم
من سردم است و می دانم
كه از تمامی اوهام سرخ یك شقایق وحشی
جز چند قطره خون
...چیزی به جا نخواهد ماند
.........................
از چه کسی جز فروغ؟
No comments:
Post a Comment