December 20, 2008

فیض روح القدس ارباز مدد فرماید...دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد


... و من
درآغاز تمام فصول به تو می اندیشم
و به آهنگ چشم هایت
که تکرار رویای کودکیم بود
به تو که تمام پنجره ها را باز کردی
و من
پرشدم از نسیم خنک پاییز
و من
پرشدم ازصدای افتادن برگ ها
****
من اینجا به کوه ها نگاه می کنم
و سرمای اسفند تمام بدنم را می لرزاند
... لرزشی شیرین
****
تورا"
کوه ها
از من گرفتند
"چون رشته های مغناطیسی
****
درآغاز این فصل سرد
پنجره ها را یکی یکی می بندم
و این آخرین پنجره را
و این آخرین نگاه را
تو
برای من
به یادگار گذاشتی
دنیای پاکی های کودکانه ام را
تو
ازآن سوی این پنجره
به من برگرداندی
ومن به کوه ها لبخند می زنم
و به تمام پرندگان مهاجر
که تو را
بارها و بارها
در من
...تکرار می کنند

No comments:

Post a Comment