دارم یک چیزهایی را تمرین می کنم
چیزهایی مثل
حرف زدن
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
|
در میان لاله و گل آشیانی داشتم
|
گرد آن شمع طرب میسوختم پروانهوار |
پای آن سرو روان اشک روانی داشتم
|
آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود |
عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم
|
در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود |
در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم
|
درد بی عشقی ز جانم برده طاقت ور نه من |
داشتم آرام، تا آرام جانی داشتم
|
چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی |
چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم
|
بلبل طبعم کنون باشد ز تنهایی خموش |
نغمهها بودی مرا تا همزبانی داشتم
|
......................................... پ.ن.1: گاهی هم از اونور باید بخونی شعر ها رو
پ.ن.2: اینو خیلی وقت پیش نوشتم. یه چیزی می دونستم که نوشتم دیگه
|