جشنواره تئاتر امسال (فرینج) هم تمام شد. کلا یکی از بهترین هفتههای سالهای اخیر همین هفتهی جشنواره تئاتر بوده. امسال هم هفت-هشت اجرا را فرصت کردم بروم. خوبیِ اجراهای امسال این بود که سبک و ژانرشان خیلی متنوع بود. دو سه تا از اجراها را هم خیلی خیلی دوست داشتم. ء
از حس مرموز و دوستداشتنی آمفی تئاتر در لحظهای که چراغها درست قبل از شروع هر اجرا خاموش میشود که بگذریم، حس دیگری که اینجا بیشتر از ایران هم حتی دوستش دارم، حس صف انتظار شروع نمایش است. اینجا را از ایران دوستتر دارم چون آدمهای توی صفاش فقط جوانان بیست و سی سالهی عینک کائوچویی و مانتو گلگلی و شالِ رنگیِ ول و رژلب قرمز و آلاستار رنگی نیستند (که البت برای تماشای همانها هم دلم لک زده!). اینجا توی صف از بچهی شش-هفت ساله تا پیرزن و پیرمرد هفتادساله میبینی. و دوستداشتنیترینهایشان برای من آنهاییاند که آن ده دقیقهی باقیمانده تا اجرا را دارند توی صف دم سالن کتاب میخوانند.ء





No comments:
Post a Comment