!گفتم باورم نمی شه
.خندیدی
گفتم من نمی فهمم چرا همیشه آخرش همونی می شه که تو می گی! پس
.خندیدی
گفتم من نمی فهمم چرا همیشه آخرش همونی می شه که تو می گی! پس
انرژی ِ این همه مقاومتی که من می کنم کجا می ره؟
.گفتی به غیر از قانون ِ سوم ِ نیوتن دیگه هیچ قانونی رو باور نکردم
!گفتم خوب فرق ِ من و تو همینه! قانون
...نگام کردی
!گفتم منم اگه جای تو بودم همون یه قانونم واسم زیاد بود
گفتی قانون واسه زیر ِ پا گذاشتنه! نه؟
گفتم هنوزم دوتا و دوتاست؟
...گوشه ی سمت ِ چپ ِ لبت رفت بالا
گفتم تو غیر از اون دفترچه ت چیز ِ جذاب ِ دیگه ای هم داری؟
...خندیدی
"!چیزی که تو باهاش تریپ نباشی...نه"
گفتم اون خط گنده ای که پایین ِ اون صفحه کشیدی... زیر ِ همه ی
.گفتی به غیر از قانون ِ سوم ِ نیوتن دیگه هیچ قانونی رو باور نکردم
!گفتم خوب فرق ِ من و تو همینه! قانون
...نگام کردی
!گفتم منم اگه جای تو بودم همون یه قانونم واسم زیاد بود
گفتی قانون واسه زیر ِ پا گذاشتنه! نه؟
گفتم هنوزم دوتا و دوتاست؟
...گوشه ی سمت ِ چپ ِ لبت رفت بالا
گفتم تو غیر از اون دفترچه ت چیز ِ جذاب ِ دیگه ای هم داری؟
...خندیدی
"!چیزی که تو باهاش تریپ نباشی...نه"
گفتم اون خط گنده ای که پایین ِ اون صفحه کشیدی... زیر ِ همه ی
...نوشته ها...حالمو بد می کنه
گفتم با اتود ِ چاق کشیدیش؟
گفتی چاق؟
!گفتم تیپیلی
گفتم همون اتود ِ لعنتی که بو نمی ده! همون اتود ِ لعنتی که باهاش فقط
گفتم با اتود ِ چاق کشیدیش؟
گفتی چاق؟
!گفتم تیپیلی
گفتم همون اتود ِ لعنتی که بو نمی ده! همون اتود ِ لعنتی که باهاش فقط
می شه فرفری کشید! هیچی مکعب باهاش نمی شه کشید! همون
...اتود ِ مزخرفت که انقدر تو دلم باهاش بدم که
گفتم اون خط رو کی کشیدی؟
...اخم کردی
گفتم دیگه هیچ وقت راجع به کلید با کسی حرف نزن! دیگه هیچ وقت از
گفتم اون خط رو کی کشیدی؟
...اخم کردی
گفتم دیگه هیچ وقت راجع به کلید با کسی حرف نزن! دیگه هیچ وقت از
گواهی نامه ی کسی عکس نگیر که وقتی می دزدنش اولین چیزی که
یادش بیفته... دیگه هیچ وقت ته ِ ماژیک ِ اِف رو نکن تو دهنت... دیگه
...هیچ وقت مشکی نپوش... دیگه هیچ وقت
گفتی طوسی صورتی تو رو یاد ِ چی می ندازه؟
،گفتم دست از سر ِ من
،خواب هام
،آینه هام
،درهای شیشه ای
،شیشه های مغازه ها
،لباس هام
،کمد دیواری
.
.
.
.
!گفتی نه
!گفتم نه؟
گفتی قانون بقای جرم و انرژی می گه واسه تولید ِ انرژی فقط کافیه یه
گفتی طوسی صورتی تو رو یاد ِ چی می ندازه؟
،گفتم دست از سر ِ من
،خواب هام
،آینه هام
،درهای شیشه ای
،شیشه های مغازه ها
،لباس هام
،کمد دیواری
.
.
.
.
!گفتی نه
!گفتم نه؟
گفتی قانون بقای جرم و انرژی می گه واسه تولید ِ انرژی فقط کافیه یه
!ماده رو از بین ببری
...گفتم
...آه از آن مست که با مردم ِ هوشیار چه کرد
...گفتم
...آه از آن مست که با مردم ِ هوشیار چه کرد
No comments:
Post a Comment