
...چیزی نیست
.باز آن دلتنگی ِ همیشه گی سراغم آمده
...نه! نه
.گریه نمی کنم
بغض های تا همیشه مانده ام
.محکوم به بی اشکی اند
...نه
.چیزی نمی خواهم
.چیزی نمی گویم
که تو
...همه چیزی
...همه جایی
که من تازگی ها یاد گرفته ام
.که به غم هایم خو کنم
...فقط
این دل ِ لعنتی گاهی
...بهانه ی تو را می گیرد ارمی
،وقتی سررسید ِ جیبی 87 را باز می کنم که تولد ایما را چک کنم
لا به لای نوشته هایم
.نشسته ای
با آن روان نویس ِ آبی ِ همان روز خریده ام
.وسط ِ همه ی عددها یک رقم اضافه کرده ای
...ورق که می زنم
خیابان اقاقیا"
"پلاک 65
:نوزده اردی بهشت نوشته ام
"Black Pearls"
:بیست و هشت اردی بهشت نوشته ام
فائقه منو دوست نداره؟"
"!نه! چون منو دوس داره -
...آخرین چیزی که نوشته ام
:نوزده شهریور
تهران- لندن- ادمونتون "
لیست انتظار
" خانم حسنی
.ننوشته ام که خانم حسنی هیچ شبیه خانوم های آژانس های هواپیمایی نبود
.ننوشته ام که 28 اردی بهشت کسی دوئل را به کسی باخت
ننوشته ام که 28 اردی بهشت
کسی دلش را
دستش را
...
ننوشته ام
...پنج شهریور با من چه کرد
می بینی؟
...گاهی دلم بیخودی
...نه
...گریه نمی کنم
...نه
.باز آن دلتنگی ِ همیشه گی سراغم آمده
...نه! نه
.گریه نمی کنم
بغض های تا همیشه مانده ام
.محکوم به بی اشکی اند
...نه
.چیزی نمی خواهم
.چیزی نمی گویم
که تو
...همه چیزی
...همه جایی
که من تازگی ها یاد گرفته ام
.که به غم هایم خو کنم
...فقط
این دل ِ لعنتی گاهی
...بهانه ی تو را می گیرد ارمی
،وقتی سررسید ِ جیبی 87 را باز می کنم که تولد ایما را چک کنم
لا به لای نوشته هایم
.نشسته ای
با آن روان نویس ِ آبی ِ همان روز خریده ام
.وسط ِ همه ی عددها یک رقم اضافه کرده ای
...ورق که می زنم
خیابان اقاقیا"
"پلاک 65
:نوزده اردی بهشت نوشته ام
"Black Pearls"
:بیست و هشت اردی بهشت نوشته ام
فائقه منو دوست نداره؟"
"!نه! چون منو دوس داره -
...آخرین چیزی که نوشته ام
:نوزده شهریور
تهران- لندن- ادمونتون "
لیست انتظار
" خانم حسنی
.ننوشته ام که خانم حسنی هیچ شبیه خانوم های آژانس های هواپیمایی نبود
.ننوشته ام که 28 اردی بهشت کسی دوئل را به کسی باخت
ننوشته ام که 28 اردی بهشت
کسی دلش را
دستش را
...
ننوشته ام
...پنج شهریور با من چه کرد
می بینی؟
...گاهی دلم بیخودی
...نه
...گریه نمی کنم
...نه
ز بس که گریه نکردم غرور بغض شکست
ReplyDeleteنه گریه نکن! هیچ وقت به این بغض لعنتی اجازه نده که بترکد٬ بگذار همانجا در گلو بشکند و آرزوی به دنیا آمدن با اشکهای پاکت را را با خودش به گور ببرد!
digar che fargh mikonad...sedayat bezanam ya nazanam...beshnavi ya nashnavi...biayi ya nayayi...beyneman chand metr fasele bashad ya chand khane ya chand keshvar ya chand ghaarre...
ReplyDeletedigar che fargh mikonad ke shab dar tab besuzam...
tooye baleshe khis boland boland gerye konam...
fakhri maman nabashe ke ba daste khonakesh poshtamo bemale...
mahdi nabashe ke dastesho bezare ru pishunim...
to nabashi ke beporsi ki dastesho mizare ru poshte cheshmat ke saret khub she...
digar che fargh mikonad...
zendgie jahanamie tab daare man edame darad...
ba to..
bi to...
ba eshgh
bi eshgh...
dige hichi ba hichi fargh nadare!