در یک ماه گذشته تقریبا ششبار رفتهام به این باشگاهی که حرفش را زدم در پست قبلی. ویژگی اصلی این باشگاه این است که همه خانم هستند. از کارمندان و مربیان تا مراجعهکنندگان. خلاصه که آخرین باری که آنجا بودم و روی تخت درازنشست دراز کشیده بودم و زل زده بودم به سقف با خودم حساب کردم که شش دفعه آمدهام و هر دفعه حداقل یک ساعت و نیم اینجا بودهام. از دم در رفتهام رختکن و لباس عوض کردهام. بعد هم تردمیل و بعد هم دور باشگاه روی دستگاههای مختلف ول چرخیدهام. در تمام این مدت یک کلمه هم حتی با هیچکس حرف نزدهام. نه که من نخواهم حرف بزنم، کسی هم با من حرف نزده. درواقع به ندرت با کسی چشم تو چشم شدهام.ء
بهش میگم جایی زندگی می کنیم که نُه ساعت توی باشگاه باشی هیچکی یه کلمه هم باهات حرف نمیزنه. میگه بقیه باهم حرف میزنن؟ کمی فکر میکنم و میگم نه...ء
مرور میکنم و میبینم به غیر از تک و توکی که دونفری میآیند، بقیه هم مثل من دائم سرشان به کار خودشان است و اغلب -باز مثل من- هدفون توی گوششان است. خودم را که تصویر می کنم، تمام آن نُه ساعت را انگار توی حبابی بودهام که صدای موسیقیاش آنقدر بلند بوده که صدای نفسنفسزدن خودم روی تردمیل را هم نمیشنیدهام.ء
مرور میکنم و میبینم به غیر از تک و توکی که دونفری میآیند، بقیه هم مثل من دائم سرشان به کار خودشان است و اغلب -باز مثل من- هدفون توی گوششان است. خودم را که تصویر می کنم، تمام آن نُه ساعت را انگار توی حبابی بودهام که صدای موسیقیاش آنقدر بلند بوده که صدای نفسنفسزدن خودم روی تردمیل را هم نمیشنیدهام.ء
ممم
ReplyDeleteچه خوب که میری باشگاه، مییگم بارها به خودم گفتم کاش کسی رو داشتم باهاش برم باشگاه بعد وسط ورزش و خیسی و عرق یه چیزی گفته نگفته ریسه بریم از خنده، که هی حرفامونو نجوییم باهم، که از ف-فرحزاد بفهمه چی میخوای بگی، انگار اونجوری اون چربیهای کوفتی لعنتی هزار برابر بیشتر له و لورده میشن،
من دیگه از ناامید شدم از پیدا کردنِ آدم در زندگیم! هر کی رو هم پیدا میکنی چند ماه بعدش پا میشه میره یه شهر دیگه
ReplyDeleteسوال من اینه که تقریبا شیش بار یعنی چی؟ :دی یعنی مثلا یه بار رفتی تا دم در و برگشتی؟
ReplyDelete:))) منظورم حدودا شش بار بود! یعنی 5، 6 یا 7 بار رفتم. دقیق یادم نیست
ReplyDelete