امروز تصمیم گرفتم اسم مستعار خودم رو به رسمیت بشناسم. توی صف قهوه ایستاده بودم و داشتم فکر می کردم به این اسمی که برای خودم انتخاب کردم. "مِی". یکهو یه حس خوبی بهش پیدا کردم. فکر کردم کاشکی تو فارسی هم میشد اسم بذاری اردی بهشت مثل آذر، بهمن یا مثل بهار یا مثل مهری... فکر کردم من با اینکه خودم اردی بهشت نیستم ولی اردی بهشت رو دوست دارم. مثل مِی که نیستم ولی دوسش
.دارم
.دارم
دلیل دنبال یک اسم مستعار گشتن هم در واقع نجات دادن مائده از دست این تلفظ های مزخرف و دیکته های مضحک بود. حالا هنوز
نمی دونم به کی و کجا می خوام بگم "مِی"... فعلا که این رازی ست بین من و خانم استارباکسی دانشگاه و دختره توی استارباکس سر
!کوچه مون
:پ.ن1: الان که داشتم به فارسی می نوشتمش یه دلیل دیگه پیدا کردم که دوستش داشته باشم
...من بی می ناب زیستن نتوانم
!پ.ن2: ئه! الان دقت کردم که من دو نفر رو می شناسم به اسم های آذر و بهمن که با هم دوستن! چه باحال
نمی دونم به کی و کجا می خوام بگم "مِی"... فعلا که این رازی ست بین من و خانم استارباکسی دانشگاه و دختره توی استارباکس سر
!کوچه مون
:پ.ن1: الان که داشتم به فارسی می نوشتمش یه دلیل دیگه پیدا کردم که دوستش داشته باشم
...من بی می ناب زیستن نتوانم
!پ.ن2: ئه! الان دقت کردم که من دو نفر رو می شناسم به اسم های آذر و بهمن که با هم دوستن! چه باحال
No comments:
Post a Comment