
: بازگشت ِ پیروزمندانه به حباب آکوستیک خلاءوارم
حالا بگذار دوباره برای سال ها پاره کنند گلوهایشان را. صورت های کریه شان
. را بچسبانند به شیشه ی تُنگ
تمام این سرمستی را مدیون نبود مولکول هایی هستم که نوسانشان اصوات را
.منتقل می کرد
....سِر شده ام باز
.لبخند ِروی لبم برای بازگشت به حبابم است
خوشبخت ام باز. خیلی خیلی خوشبخت. رویاها اگر بیدار شوند دوباره، دیگر
...بزم شبانه ام چیزی کم نخواهد داشت... رویاها اگر بیدار شوند دوباره
آنروز که خط کشیدم دور رویاها... که حباب را شکستم و گریختم، فکر کرده
بودم شاید چیزی عوض شده باشد در این دنیای لعنتی. حالا بعد سه سال
.می بینی مقاومت احمقانه ام را؟) باز سه سال طول کشید تا برگردم)
این بار ولی این خط و این نشان. خط اش برای صدایشان که نمی شنوم. نشانش برای حضورشان که مثل بازیگران روی پرده ی فیلم سینماست. هرچقدر هم که سه بعدی باشد، هرچقدر هم دلت بسوزد برای قهرمان قصه و هرچقدر هم
همذات پنداری کنی، صبح که از خواب بیدار میشوی یادت رفته اسم و رسمشان
.را حتی
باز به عادت همه ی سال های خوشبختی که گذشت، این بار نه به انتقام، که به
...منطق شاید، مائده را دریغ می کنم از این دنیا
می آیی و می پرسی چرایش را...من برای سال ها می نویسم...سال هایی که هنوز
.طعمشان را نچشیده ایم
دارم لبخند می زنم...جدی جدی خیلی وقت بود عضلات گونه ام انقدر خوب کش
...نیامده بود. غلت می زنم خوشبختی خلاءوارم را
No comments:
Post a Comment