Luna
به این همه پنجه نیازی نبود، درخت ِ چنار من، به این همه پنجه نیازی نبود...اگر چیزی در هوا بود
February 1, 2011
فریاد که آن ساقی شکّرلب ِ سرمست، دانست که مخمورم و جامی نفرستاد
"گاه از خودم می پرسم..."همه اش همین بود؟
...زندگی...بد تا کردی با ما
مگر چه خواسته بودمت؟
دستی که برای تفریح شمع را با دو انگشتش خاموش می کند...هیچ گاه نمی داند که آن شب و
...همه ی شب های دگر چه میرود بر دل پروانه ی زودباور
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment