...دلم راضی ست به رضایت
...می دانم هوایم را داری که همیشه داشته ای
.لبخند می زنی به این روزهایم...منم قول می دهم که حسرت نخورم. دل نبندم. تمام نشوم
.اصلش انگار گاهی یادم می رود که دارم این راه را میروم که به تو برسم
:لای کتاب مقدست را که باز کردم امروز گفتی
...می دانیم که دلت از حرف هایشان رنجور است
گفتم
...تو خوب می دانی که بر من چه رفت
...خندیدی
بیمار خنده های تو ام
...خوب می دانی
ki khandid?
ReplyDeleteهمون که راضی ام به رضایش
ReplyDeleteبخند می زنی به این روزهایم...منم قول می دهم که حسرت نخورم. دل نبندم. تمام نشوم
.اصلش انگار گاهی یادم می رود که دارم این راه را میروم که به تو برسم