
حالم
...بد است
...بهم می خورد
...گرفته است
دلم
...گرفته است
شکسته که نه
لب پر که نه
...نه
...نه دیگه این واسه ما دل نمی شه
:پی نوشت
وقتی عادت داشته باشی که همه چیز را بشماری... درست در یک لحظه
...بد است
...بهم می خورد
...گرفته است
دلم
...گرفته است
شکسته که نه
لب پر که نه
...نه
...نه دیگه این واسه ما دل نمی شه
:پی نوشت
وقتی عادت داشته باشی که همه چیز را بشماری... درست در یک لحظه
گیر می کنی... که باید روزهای رفته را بشماری یا روزهای مانده را؟
...دایره ام دارد تمام می شود مادر
...دارم می آیم
می شنوی تیک تاک ِ روزهای آخر را؟
...مادر
...دایره ام دارد تمام می شود مادر
...دارم می آیم
می شنوی تیک تاک ِ روزهای آخر را؟
...مادر
من با این دایره
.تمام می شوم
...درست در آغوش ِ تو
.تمام می شوم
...درست در آغوش ِ تو
No comments:
Post a Comment