چی بنویسم؟
بنویسم که حالا نشسته ام که سی روز یک بار ماه کامل شود و بیاید از
بنویسم که حالا نشسته ام که سی روز یک بار ماه کامل شود و بیاید از
این ور ِ پنجره یواش یواش برود آنور ِ پنجره و من هی نگاهم را ازش بدزدم؟
*بنویسم که دفترچه ی کاهی ِ دوست داشتنی ام را با تمام آن پست ایت
*بنویسم که دفترچه ی کاهی ِ دوست داشتنی ام را با تمام آن پست ایت
های رنگی پنگی ِ مچاله شده چپانده ام ته ِ یک پاکت ِ زرد و گذاشته ام
ته کشویی که هیچ وقت سراغش نمی روم؟
چه بنویسم که همین یک لذت را هم از من گرفته ای... چه بنویسم وقتی
چه بنویسم که همین یک لذت را هم از من گرفته ای... چه بنویسم وقتی
،نمی آید... نمی جوشد... به جای قلم که از انگشت های تند تندم جا بماند
...حالا کلمات از من فرار می کنند
به جای همه ی آن دویدن ها حالا نشسته ام و نگاه می کنم... به همه
به جای همه ی آن دویدن ها حالا نشسته ام و نگاه می کنم... به همه
...چیز ِ اطرافم خوب نگاه می کنم
به جای تمام ِ آن تند تند حرف زدن ها... حالا ساکت نشسته ام و گوش
به جای تمام ِ آن تند تند حرف زدن ها... حالا ساکت نشسته ام و گوش
...می دهم
امروز به مامان گفتم به جای همه ی این سوال ها، حال ِ کاکتوسم را
امروز به مامان گفتم به جای همه ی این سوال ها، حال ِ کاکتوسم را
بپرس... حال ِ لیلیوم ِ زرد ِ دوست داشتنی ام با گل هایی که هر روز
...نگران نگاهشان می کنم... که کی تمام می شوند
...نه ری را جان
...نامه ام باید کوتاه باشد
.حال ِ همه ی ما خوب است
...تو کجایی که بخواهی باور کنی یا نکنی
...نه ری را جان
...نامه ام باید کوتاه باشد
.حال ِ همه ی ما خوب است
...تو کجایی که بخواهی باور کنی یا نکنی
.............
Post it*
No comments:
Post a Comment