چشم هایم را که باز کردم... اولین جمله ای که گفتم این بود... باید با یکی حرف بزنم... ولی با کی؟
تازه فهمیدم چمه... همیشه ی زندگی ام تلاش کردم اونی باشم که در تعاریف ِ آدم های اطرافم بهترینه... معدل بیست... مدرسه ی
تازه فهمیدم چمه... همیشه ی زندگی ام تلاش کردم اونی باشم که در تعاریف ِ آدم های اطرافم بهترینه... معدل بیست... مدرسه ی
...لعنتی ِ تیزهوشان... درس... نمره... مسابقه های مسخره ی علمی
.شعر... داستان...عشق... تئاتر... کنکور... شریف... کانادا...آلبرتا
بعدش چی؟ چرا هیچ کس نگفت بعدش چی؟
لعنتی ها... کجا ول کرده اید رفته اید؟
بیایید و بگوئید برای اینکه باز هم خوب باشم... کجا باید بروم؟ چه کار
بعدش چی؟ چرا هیچ کس نگفت بعدش چی؟
لعنتی ها... کجا ول کرده اید رفته اید؟
بیایید و بگوئید برای اینکه باز هم خوب باشم... کجا باید بروم؟ چه کار
...باید بکنم؟
...آااااخ.... که من دور ِ خودم می چرخم... بی هدف
...هی دور می زنم... دور می زنم
می خواهم که هنوز دختر ِ خوبی باشم ولی یادم نداده اید که خوب
...آااااخ.... که من دور ِ خودم می چرخم... بی هدف
...هی دور می زنم... دور می زنم
می خواهم که هنوز دختر ِ خوبی باشم ولی یادم نداده اید که خوب
...در بیست و چهارسالگی یعنی کی؟
...می خواهم از زندگی ام لذت ببرم ولی چه جوری اش را یادم نداده اید
...می خواهم ولی نمی دانم... نمی توانم.... نیستم
...برای تمام شدنم زیادی زود است
...نیست؟
...می خواهم از زندگی ام لذت ببرم ولی چه جوری اش را یادم نداده اید
...می خواهم ولی نمی دانم... نمی توانم.... نیستم
...برای تمام شدنم زیادی زود است
...نیست؟
No comments:
Post a Comment