فرار که می کنم
هرچه سریع تر می دوم انگار بیشتر گیر می کنم به در و
دیوار ِ خراب شده ای که نه من به هیچ جایش تعلق دارم
...و نه کسی می خواهد از من که بمانم
.بیخودی نامش را فرار گذاشته ام
.می خواهم رفتنم کمی فقط کمی مجلل تر از یک رفتن باشد
.رفتن از جایی که کسی دلش برایت تنگ نخواهد شد
...می بینی رها؟
من دارم از خودم می روم
...نه حتی از یاد تو
No comments:
Post a Comment