October 24, 2014

Called me a rebel

تقریبا ده سالی از آن روزی که برای اولین بار کسی من را با این نام صدا کرد می گذرد. از آنروز من هنوز هم گاه و بی گاه زیر گوش خودم زمزمه اش می کنم
و مغزم پر می شود از خط های زرد
خط زرد پایین آل استار خاکستری
خط زرد کلفت روی کیف مشکی
کیف زرد مشکی روی دوش چادر مشکی آستین دار
و من هنوز هم
نمی دانم خودم کدام یکی ست؟
ده سال که نه... کم ِ کم پانزده سال است دارم دنبال خودم می گردم. و مدام این قاب های دور و برم گردنم را... بدنم را... دلم را فشار می دهند و هر بار یک جایم می زند بیرون. هر چه از سر و ته خودم و خط های زردم می زنم باز در این قاب ها قالب ها جا نمی شوم
امروز بعد از ده سال دوباره کسی صدا کرد...ریبل... برگشتم... باد سردی می آمد

No comments:

Post a Comment