از آخرین پست ام مدام فکر می کنم چقدر نوشتن خوب است. از همان 12-13 سالگی که شروع کردم توی سررسید ها نوشتن همیشه احساس می کردم گوش شنوایی هست که همه ی حرف های مغز و دلم را می شنود. این بود که کاغذهای سفید شدند همدم همیشگی ام. حالا هم گاهگداری که دلم دارد منفجر میشود می نشینم روبروی این وبلاگ و تند تند تایپ می کنم. بدون اینکه فکر کنم کی می خواند و کی بروم سرخط و غلط املایی و نگارشی و چی و چی را تصحیح کنم حتما
خلاصه که آمدم بگویم حالم خوب است. سنبل هایی که از بازار تره بار اینجا خریده بودم پژمرده شدند. دیشب دو تا سنبل تازه خریدم. سبزه ی ماش توی یخچال یخ زده بود دیشب. اول کلی غصه اش را خوردم بعد گذاشتمش روی میز جایی که صبح آفتاب بیفتد رویش و کلی قربان صدقه اش رفتم که جان مادرت خوب شو و از این سبزه ی گندم شاخ شمشاد یاد بگیر که ماشالله آخ نگفته! (الان براش زدم به تخته).ء
امروز صبح پاشدم سبزه ماش برگشته بود نیم سانت هم رفته بود بالاتر! این شد که کیفم کوک است و منتظرم فردا بشود که هفت سینم را بچینم. برای هفت سین امسال وسواس شدیدی دارم. تجربه نشان داده هروقت وسواس شدیدی داشتم گند زده ام ولی خوب امیدوارم این یکی اینطور نشود
امروز چهارشنبه سوری ست ولی من به سُنت 10 سال (بلکم بیشتر) اخیر قرار است در خانه بمانم و بروی خودم نیاورم که روز خاصی ست و خیلی هم در آرامش زیر پتوی نرمالوی خودم چای بخورم و کلاه. قرمزی 93 ببینم! ء
پ.ن: دلم می خواست امسال شیرینی کشمشی بپزم ولی خوب اونجوری که صدف یادم داده بود (که نصفش را هم یادم رفته) باید تویش عصاره وانیل بریزم. که بعد از اینکه دو تا سینی از اون کشمشی های دفعه قبل را خوردم تا ته، تازه فهمیدم که عصاره وانیلی که اینجا می فروشند نمی دانم چند درصد الکل دارد! خلاصه که اون از لیست حذف شد! منم بلد نیستم چی را باید جایگزینش بکنم و چقدر ازش بریزم! این شد که شیرینی پختن را بی خیال شدم. ضمن اینکه شیرینی کشمشی مورد علاقه ام گویا جزو شیرینی های عید نیست (یادم هم نمی آید عید خانه کسی دیده باشم). باید بروم طرز پخت آن شیرینی نارگیلی هایی را یاد بگیرم که با وسواس می چیدیم و رویش سلفون می کشیدیم و فقط تا روز سوم تازه بود و بعدش عین نان خشک پودر می شد
امروز صبح پاشدم سبزه ماش برگشته بود نیم سانت هم رفته بود بالاتر! این شد که کیفم کوک است و منتظرم فردا بشود که هفت سینم را بچینم. برای هفت سین امسال وسواس شدیدی دارم. تجربه نشان داده هروقت وسواس شدیدی داشتم گند زده ام ولی خوب امیدوارم این یکی اینطور نشود
امروز چهارشنبه سوری ست ولی من به سُنت 10 سال (بلکم بیشتر) اخیر قرار است در خانه بمانم و بروی خودم نیاورم که روز خاصی ست و خیلی هم در آرامش زیر پتوی نرمالوی خودم چای بخورم و کلاه. قرمزی 93 ببینم! ء
پ.ن: دلم می خواست امسال شیرینی کشمشی بپزم ولی خوب اونجوری که صدف یادم داده بود (که نصفش را هم یادم رفته) باید تویش عصاره وانیل بریزم. که بعد از اینکه دو تا سینی از اون کشمشی های دفعه قبل را خوردم تا ته، تازه فهمیدم که عصاره وانیلی که اینجا می فروشند نمی دانم چند درصد الکل دارد! خلاصه که اون از لیست حذف شد! منم بلد نیستم چی را باید جایگزینش بکنم و چقدر ازش بریزم! این شد که شیرینی پختن را بی خیال شدم. ضمن اینکه شیرینی کشمشی مورد علاقه ام گویا جزو شیرینی های عید نیست (یادم هم نمی آید عید خانه کسی دیده باشم). باید بروم طرز پخت آن شیرینی نارگیلی هایی را یاد بگیرم که با وسواس می چیدیم و رویش سلفون می کشیدیم و فقط تا روز سوم تازه بود و بعدش عین نان خشک پودر می شد

ئههههههههه! منم هستم این جاااا! :دی کلی ذوق کردم!
ReplyDeleteنمی دونستم عصاره وانیل اینجا الکل داره! به جاش شیرینی نخودچی درست کن اگه دوست داری. من آرد نخودچی خریدم ولی هنوز درست نکردم. وانیل هم نداره!
اگه باز هوس كنم امتحان ميكنم ولي نخودچي خيلي دوست ندارم! دهن آدم گره ميخوره
ReplyDelete:)))
Deleteچایی حلال همه گره هاست