May 9, 2011

می دانم که می دانی


می خواهم بنویسم تا یادم باشد. یاد گرفته ام که روزهای خوب را اگر ثبت نکنی می روند و دیگر نمی آیند. می نویسم از سفری که رفتم. از روز اول کنفرانس که دنبال اسمت تو لیست پوسترها می گردی و وقتی میری دعوا که چرا اسم منو جا انداختین، بهت می گن چون شما ارائه سخنرانی داری!! شوک اولیه رو که رد کردی برمی گردی هتل و شروع می کنی کار کردن روش. تا نصف شب بیدار می مونی و صبحم ساعت هفت پا می شی کت شلوار ِ تازه خریده ت رو می پوشی و می زنی بیرون. ارائه می دی و راضی ئی از همه چی. تک تک روزهای این مسافرت رو دوست داشتم. عصرهای بارونی ش رو بیشتر
حالا که برگشتم همه چی خوبه. شروع کردم به انجام دادن کارایی که مونده بود. ولی استرس و دلهره انگار نیست دیگه

پ.ن: گوجه سبز خوردم اونجاااااااااااااا


pic: Calgary- Downtown

No comments:

Post a Comment