May 31, 2011

گفته بودی خدای هر کسی شبیه خودشه

نمی دانم کدام پیچ از کجای چرخ دنده های زندگی ام باز شده که اینجور چرخش نمی چرخد و هیچ چیز انگار سر جایش نیست
نمی پرسم کدام راه را اشتباه رفته ام که من راه های زیادی را اشتباه رفته ام. تاوان اش را هم داده ام. این اشک ها... این غم ها...این شب بی خوابی ها...این کابوس ها و این موهای تک تک سفید شده بهای عمر ِ رفته ی من است
من چیزهای زیادی را از دست داده ام که هنوز نمی دانم جایشان چی گرفته ام
حس هایی در من مرده که تنها چیزهایی بود که داشتم. من تمام خودم را...تمام خوب هایم را داده ام
هنوز نمی دانم چی، کجا و کی بدست آورده ام
همه ی این ها را بگذار کنار...من هنوز آواره ی هزار چرای پاسخ نگفته ام...چراهای شب های کودکی که بالشم خیس می شد و چرا های شب های بیست و پنج سالگی که اشکی برایم نمانده
من اگر تکه تکه از دست رفتم...من اگر ذره ذره جاماندم...بهای دیر رسیدن بود؟ یا بهای چیزی خواستن؟ یا بهای حماقت های قانع کننده؟
من اگر یاد گرفتم حرف نزنم و سکوت کنم و بشکنم...خودم خواسته بودم؟ یا دست بی رحم زندگی یادم داد؟
من اگر تنهایی را رفیقم کردم...خودم خواستم؟ یا شلاق روزگار جدایم کرد از آدم هایی که بودند و نبودند...که به هیچ دردی نخوردند هیچ وقت جز آنکه عذابت دهند و نمک باشند روی زخمت
حالا ولی بی آدم ها هم زخم های من نمک خورده ی هر روزه اند. که هر لحظه، هر ترس، هر لغزش هر نگاه ...مثل وقت هایی ست که خواب میبینی زیر پایت خالی می شود
من در بیداری زیر پایم مدام خالی ست...یادت می آید مدام می پرسیدم تا کی؟ کی تمام می شود؟ کجای این همه رفتن می رسم به آرامش؟ یادت می آید که می افتادم و دستم را می گرفتم به شاخه های سستی که مدام می شکستند و می افتادم و می افتادم و فریادت می زدم که کجاست عُرْوَةِ الْوُثْقَیٰ؟

حالا نشسته ام ته این دره و خیلی وقت است که سرم را بلند نمی کنم که آبی آسمانت را ببینم حتی. که برای من روزها همه ابری اند و شب ها بی ستاره

گاه فکر می کنم ته آن همه می شود که هیچ باشد؟
تو هم نشسته بودی و نگاهم می کردی که من اگر بیفتم لغزش خودم بوده و اگر اوج بگیرم لطف تو
نمی گویم نیست که هست
که هست
من اما ماهی ِ خسته از آبم
پی ِ اقیانوس نیستم که من همیشه ی زندگی ام عاشق ساحل بوده ام

تو سکوت کن
مثل تمام این سال ها
من مدام تنگ عوض می کنم
تا کی
کجا
سنگ ِ پسر بچه ای بشکند این تنگ لعنتی ام را
بگذارحداقل
به تقاص تمام لغزش هایم
بر
ساحل
بمیرم

No comments:

Post a Comment