...خیال روسریت مثل باد
سراب چشم تو بی اعتماد
و دستهای من این جاده های بی برگشت
و دستهای تو آن آسمان ِ درهم رشت
و دستهای تو باران به جاده می گیرند
که دستهای مرا بی اراده می گیرند
کبوتران خبر در تدارک سفرند
مترسکانه نمان تا کلاغها بپرند
خیال روسریت مثل باد می بردم
سراب چشم تو بی اعتماد می بردم
No comments:
Post a Comment