
داستانی که فاطمه برام فرستاده رو می خونم. اسمش اینه "از اینجا تا همین جا". چقدر تاریک و غمگین به نظرم می آد... انگار یه قهوه ی خیلی تلخ رو درست وقتی که دیگه خیلی سرد شده به زور به خوردت بدن... فکر می کنم سر ِ اون دختر هفده ساله که داستان های لطیف عاشقانه شو می آورد میداد من می خوندم چی اومده؟... همون طور که به مانیتور زل زدم فکر میکنم..هیچی... فقط بزرگ شده... الان باید بیست و دو سالش باشه... بعد یهو بی دلیل شروع می کنم چند تا آهنگ رو پشت هم گوش دادن. بعد بلند میشم و شمع های توی اتاقمو روشن می کنم... شمع آبی تازه خریدمو هم می ذارم رو دراور کنار تختم...
حالا دراز کشیدم و دو تا بالش توپ توپی نارنجی گذاشتم پشت کمرم... دارم "دختری که می شناختم" ِ دی جی سلینجر رو می خونم... داستان
"اول اسمش اینه "رعد و برق که زد بیدارم کن
من اینجا دارم برای دی جی سلینجر دوست داشتنیم عزاداری می کنم؟ فکر می کنم که دیگه نیست... یادم می افته دیشب پریشبا به یکی گفتم دیگه کتاب نمی نویسه برامون و اون جواب داد خیلی وقت بود که نمی نوشت و من گفتم دیگه نمی نویسه ولی... و "دیگه" رو با حروف بزرگ
من اینجا دارم برای دی جی سلینجر دوست داشتنیم عزاداری می کنم؟ فکر می کنم که دیگه نیست... یادم می افته دیشب پریشبا به یکی گفتم دیگه کتاب نمی نویسه برامون و اون جواب داد خیلی وقت بود که نمی نوشت و من گفتم دیگه نمی نویسه ولی... و "دیگه" رو با حروف بزرگ
...تایپ کردم... خیلی بزرگ
برای من...برای تو... دیگه دنیا خلق نمی کنه که توش زندگی کنیم... برامون حرف نمی زنه از زندگی روزمره ی آدم هایی که زیادی مثل مان انگار... که به قول لیلا انگار همه ی این سال ها، سلینجر یه جایی تو دل
برای من...برای تو... دیگه دنیا خلق نمی کنه که توش زندگی کنیم... برامون حرف نمی زنه از زندگی روزمره ی آدم هایی که زیادی مثل مان انگار... که به قول لیلا انگار همه ی این سال ها، سلینجر یه جایی تو دل
...ما نشسته بود و می نوشت
.......................
Secret Garden - Illumination
Secret Garden - ode to simplicity
Karen Marie Garrett - Vinot and the Sea Bird
Nocturne by Secret Garden
fatemeh bozorg shode...!
ReplyDelete