July 24, 2009

...از حالی که می بریم

"...خوبم"
.نمی پرسی چرا... چون به نظرت سوال ِ احمقانه ای می آید لابد
من هم با بدجنسی خوشحالم که جواب ِ پیچیده ی این سوال برای همه - حتی آنها که خیلی دور و بی ربط اند، واضح به نظر می آید. در دلم می خندم و می گذارم که فکر کنند جواب های واضح ِ تکراری شان درست
.هم هست
هر هشت ساعت چهار قطره گلسیرین یا همان قطره ی نمی دانم چی چی ِ بو گندو را در گوش ِ چپم می چکانم و هر شش ساعت یک بار آه می کشم. منتظر جواب آزمایش ها می نشینم. از وصل شدن ِ دوباره ی پیام های کوتاه که برای من هیچ وقت کوتاه نبودند خوشحال می شوم بی آنکه
...ِ تاثیری در زندگی ام داشته باشد جز سنگین تر کردن ِ گناه
کتاب می خرم. ساندویچ چشمک می خورم. مغازه های انقلاب را یکی یکی زیر و رو می کنم. بهشت زهرا می روم. دستم را تا آرنج از از پنجره ی ماشین بیرون می گذارم. در تاکسی های کثیف ِ بو گندو می چپم. میدان توحید ِ زیر و رو شده را با تعجب نگاه می کنم. آب معدنی
.می خورم. حوله ی حمام آبی ِ دوست داشتنی ام را دور ِ خودم می پیچم
خسته از تاکسی که پیاده می شوم تا دم در خانه فکر می کنم.... همه چیزش را دوست دارم. آلودگی، شلوغی، نگاه های رهگذرها و خستگی ِ عمق چشم ها را... همه چیز ِ این چیزی که همه چیزم است را دوست
.دارم

4 comments:

  1. با اين صداي
    - اينجا
    همه چيز تمام مي شود -
    من

    عهد عتيق - دوم ساموئل

    ReplyDelete
  2. تو كجايي الان مائده؟؟؟ نگو كه ايراني!

    ReplyDelete
  3. @ bn:
    avalan ke ini k neveshtin be ini k neveshtam marboote?
    2oman ke nim sa'ate daram tu maghzam bn search mikonm hich javabi nemide!!!

    @Fatemeh:
    :D

    ReplyDelete