August 24, 2009

سر ِ بی درد به دیوار ِ بلا باید زد

هیچ وقت فکر نمی کردم این عادت ِ مزخرف ِ مبارزه با اونچه ازم توقع
می ره، یه روزی انقدر کمکم کنه. من حتی وقتی ازم توقع میره که تب
.کنم که بمیرم که قاطی کنم که گریه کنم... دارم از زندگی م لذت می برم
من با همه ی توقعاتی که ازم میره لج که نه، فقط ناخودآگاه مبارزه
...می کنم
اینه که این روزها
خوشحالم
خوشبختم
دلخوشم
سرخوشم
!خوشنودم
.
.
.
.
پی نوشت: به قول ِ رامین راد فشار از یه حدی که بیشتر بشه آدم کلا
!بی خیال می شه

No comments:

Post a Comment